
| « مقام فاطمه بودن » بشارت باد بر اهالی زمین که سیب سرخ بهشت، جوانه زده است! |
||
| تو عطر یاسی و نرگس تویی که زهرایی | * | خوش آمدی به زمین ای شروع زیبایی |
| برای ظلمت شبهای مکه آمده ای | * | تو آن طلوع قشنگی که در کنار علی |
| ز سرنوشت حسینت قیام خواهد کرد | * | تو آمدی که بگویی شرافت یک زن |
|
تو آمدی که بگویی اگرچه پهلویت، شکسته، اما از آن دوازده خورشید به
آسمان و زمین، از تو هدیه خواهد شد، سلام بر تو که عشق محمدی و علی! | ||

با عرض سلام و ادب خدمت شما لطفا بيوگرافيتون رو بفرماييد؟
خدمت شما سلام عرض ميكنم.بنده حسین فلاح زاده هستم متولد سال 1366 شیراز
2-حسین جان شما چطور شد كه راه مداحی را در پیش گرفتید؟با توكل بر خدا و توسل بر ائمه اطهار خصوصا اربابم حسین (ع) و استفاده از اساتید اهل فن و تشویق اطرافیان
3-اقای فلاح زاده نظر شما در مورد اينكه بعضي ها ميگويند نسل جديد و جوان مداح،از سر بیکاری راه مداحی را در پیش می گیرند چیست؟بر خلاف گفته بعضي ها اكثر مداحان جوان با عشق و شور حسینی وارد این وادی می شوند و تعداد اندكي هستندکه تصادفا وارد این عرصه می شوند
4-چرا شما و بعضي ديگر از مداحان جوان به سبك هايي كه بر اساس ترانه ها شكل گرفته اند مديحه سرايي ميكنيد؟اصلا اینطور نیست ممکن است ترانه سازان از مداحان تقلید کننداکثر سبک های مورد استفاده مداحان ابداع خودشان است
5-رابطه شما با اقا سید جواد چگونه بود؟اولین بار زمانی ایشان را دیدم که برای مداحی به شیراز آمده بودند ایشان به حق یکی از دلسوختگان اهل بیت بودند و برای بار دوم هم در هیئت لوا الزینب قم ایشان را زیارت کردم خداوند روح ایشان را با اربابش محشور نماید
6-به نظر شما مداحی می تواند سیاسی باشد؟ باید دید تعریف سیاسی از دیدگاه شما چه چیزی هست خیر یک مداح نمی تواند سیاسی باشد چون الگوی مردم هست
7-آیا شما در قبال مداحی پول دریافت می کنید؟خیر-بنده اعتقاد به این دارم که هیئت های مذهبی خود نیاز به بودجه دارند برای جلسات پس بهتر است ما به آنها کمک کنیم نه اینکه باری به دوش آنها بگذاریم اما هر چه مولا کرم کند
8-استاد شما در مداحی کیست؟حاج کاظم محمدی که به حق یکی از بهترین مداحان و استادان این هنر در کشور هستند
9-چرا به عرصه خوانندگی روی نیاوردید؟
ببینید هر هنری علاقه خاص خودش را می خواهد بنده به مداحی علاقه داشتم
10- آیا فکر نمی کنید خوانندگی از لحاظ درآمد از مداحی بهتر بود؟
خیر-بنده برای کسب در آمد مداحی نمی کنم و معتقدم نوکری اهل بیت خودش درآمدی ابدی است
11-در آخر یک جمله برای هواداران بفرمایید؟
اهل معرفتی را پرسیدند : زندگی چند بخش است ؟گفت دو بخش ... یکی کودکی و دیگری پیری .
گفتند پس جوانی؟؟؟
گفت : فدای حسین علیه السلام
قدیما یکی از موضوعات ثابت انشای دانش آموزان، این بود که آیا علم بهتر است یا ثروت ؟ و همه می گفتند علم بهتر است . حال یک سوال جدید ، آیا علم بهتر است یا ورزش علی الخصوص فوتبال ؟ به نظر شما کدام گزینه بهتر است و سود بیشتری به مردم و کشور می رساند ؟
بدون شک نمی توان نقش ورزش را در کشور و در میان مردم علی الخصوص جوانان نادیده گرفت . کاملا بدیهی است که ورزش از نیازهای ضروری مردم است و بایستی بدان اهمیت داد . اما مشکل این جاست که ورزش جایگاهی کاذب و بالاتر از حق را به خود اختصاص داده است . در میان ورزش ها فوتبال که پر طرفداترین ورزش هاست بیشترجلب توجه می کند . ماشین های مدل بالایی که چشم ها را خیره می کنند .
مگر فوتبال چه تاثیر مثبتی در رفاه و فرهنگ مردم دارد که باید این گونه صاحب امتیاز شود؟! ما مخالف فوتبال و ورزش نیستیم ما با شأنیت کاذب مخالف هستیم. ما با اهدای جوایز به قهرمانان ملی که کشور ایران را در جهان سرفراز می کنند مخالف نیستیم ولی با ضایع شدن حق نخبه های کشور ایران مخالفیم.
چرا باید قهرمانان ورزشی سکه های 150 تایی جایزه بگیرند ولی نخبه های ایران زمین، یک فلش مموری ده هزار تومانی ؟! این نخبه هایی که قرار است دکتر و مهندس شوند و دوای درد این مردم باشند. علم اولی تر است یا ورزش ؟ دین و فرهنگ و اقتصاد و سیاست این کشور با علم اداره می شود یا با ورزش ؟ با این وضع دم از جلوگیری فرار مغزها می زنیم! مشکل علم و دانشمندان در این جا خلاصه نمی شود بلکه بدبختی همچنان ادامه دارد .
وقتی می گوییم نخبه ، به یاد مخترع ها می افتیم یعنی بچه های علوم فنی و پزشکی . هر کسی که اختراع و یا اکتشاف کند نخبه است . چیزی به نام علوم انسانی در کشور ما مظلوم مانده است . انگاری علوم انسانی اصلا نقشی در زندگی بشر ندارد. در جهان بیشتر دانشگاههای معروف مربوط به رشته های علوم انسانی هستند و نخبه های علوم انسانی از محبوبیت خاصی برخوردارند ولی در ایران برعکس ... ؟! اگر در همایش تجلیل از نخبه ها شرکت کنید شاید نود درصد و یا بیشتر جایزه ها به علوم فنی و پزشکی تعلق دارد .
کمتر جشنواره ای به علوم انسانی بها می دهد همچون جشنواره فارابی و... . غافل از این که خود رشته های فنی در خدمت علوم انسانی هستند و توسط علوم انسانی مدیریت می شوند. شاید هم نمی دانیم آنچه که سعادت و آرامش بشر را تامین می کند علوم انسانی است نه علوم فنی !
علوم فنی و انسانی به منزله دو بال هستند که کشور بدون یکی از آن دو دچار مشکل می شود و هردو نیاز ضروری کشور هستند اما باید توجه داشت که علوم انسانی اهمیت بیشتری نسبت به علوم فنی دارد و نقش بسزایی را ایفا می کند . علوم فنی به منزله چاقوی دو لبه است ، ممکن است برای امر خیر استفاده شود یا برای پلیدی و زشتی . مانند انرژی هسته ای ، که می تواند برای مسائل پزشکی و خدمت به مردم استفاده شود و یا برای حمله نظامی و ویران کردن زندگی بشر .
این علوم انسانی است که علوم فنی را مدیریت می کند و به آن جهت می دهد تا انسان به نحو احسن از ظرفیت خود استفاده کند تا به آرامش و آسایش برسد. با این حال همچنان علوم انسانی در غربت و مظلومیت است هرچند که نواهایی به گوش می رسد .
بسیاری از دوستان از طریق کامنت سوالی را مطرح کردند که چرا زن نمی تواند مرجع تقلید شود؟آیا این تفاوت گذاشتن بین زن و مرد نیست ؟آیا اسلام با طرح این سوال عدالت خود را از دست نمی دهد؟
این سوال برای دوستان به یک شبهه تبدیل شد و شاید بتوان گفت پاسخ ندادن به این سوال موجب شود که اسلام عزیز ما و مرجعیت معظم زیر سوال بررود پس وظیفه خود دانستم که با توجه به منابع معتبر فقه شیعه پاسخی برای این سوال بیابم و در اختیار دوستان عزیر قرار دهم که کوچکترین کاری است که در این مقطع حساس میتوان انجام داد:
در ادامه مطلب می بینید:
4/10/1370
«ساده زیستی دختر پیامبر یک نمونه برای زنان امروز جامعه ماست. ما روحیه مصرف گرایی را کنار بگذاریم و در زندگی به حد لزوم اکتفا کنیم و از افراط بپرهیزیم و آرزوهای حقیر و کوچک را فدای ارزش های بزرگ بکنیم؛ نمونه کامل آن را در زندگی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می توان در تاریخ مشاهده کرد. جهیزیه دختر پیامبر، فقیرانه ترین جهیزیه ای بود که در آن روز در بین مردم رایج بود.»
4/11/1364
«در صحنه تعریف معنوی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وارد نمی شویم، لیکن در زندگی معمولی این بزرگوار، یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف، و بین وظایف یک انسان مجاهد، غیور، خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم، بعد از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)، که به مسجد می آید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع می کند و حرف می زند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و سختی تحمل کن است، از طرفی دیگر.»
22/9/1368
«عبادت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یک عبادت نمونه است. «حسن بصری» که یکی از عبّاد و زهّاد دنیای اسلام است، درباره فاطمه زهرا(علیهاالسلام) می گوید: به قدری دختر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که «تورّمت قدماها»؛ پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محرابِ عبادت ورم کرد.»
25/9/1371
«آن خطبه ای که فاطمه زهرا(علیهاالسلام) در مسجد مدینه، بعد از رحلت پیغمبر (صلی الله علیه وآله)، ایراد کرده است، خطبه ای است که به گفته علامه مجلسی، بزرگان فُصَحا و بُلغا و دانشمندان باید بنشینند کلمات و عبارات این خطبه را معنی کنند. این قدر پر مغز است.
از لحاظ زیبایی هنری، این سخن فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مثل زیباترین و بلندترین کلمات نهج البلاغه و در حد سخنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
آن عبادتش، این فصاحت و بلاغتش، این فرزانگی و دانشش، این معرفت و حکمتش، آن جهاد و مبارزه اش، آن رفتارش به عنوان یک دختر، آن رفتارش به عنوان یک همسر، آن رفتارش به عنوان یک مادر، آن احساساتش به مستمندان... این شخصیت جامع الاطراف فاطمه زهرا (علیهاالسلام) است. این الگوست؛ الگوی زن مسلمان این است.»
25/9/1371
در روایت دیگری از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به ایشان می گوید: ملائکه می آیند، با من سخن می گویند و مطالبی را به من می گویند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ایشان می گویند: وقتی صدای ملک را شنیدی، به من بگو تا من بنویسم آن چه را که تو می شنوی. و امیرالمؤمنین (علیه السلام) نوشت آن چه را که ملائکه به فاطمة الزهرا (علیهاالسلام) املا می کردند، و این یک کتابی شد که در نزد ائمه (علیهم السلام) بوده و هست.
در روایات متعدد آمده که ائمه(علیهم السلام) برای مسائل گوناگون خود، به «مصحف فاطمه» مراجعه می کردند. بعد امام (علیه السلام) می فرمایند: «انه و لیس فیها حلال و حرام»؛ در این کتاب، احکام نیست، حلال و حرام نیست. «فیها علم ما یکون»؛ اما همه حوادث جاری بشری، در دوران های آینده، در این کتاب هست. این چه دانش والایی است؟ این چه معرفت و حکمت بی نظیری است که خدای متعال به یک زن در سنین جوانی می بخشد؟ این مقام معنوی حضرت زهرا (علیهاالسلام) است. این مسائل معنوی تا حدود زیادی به فضایل عملی ارتباط پیدا می کند. ارتباط پیدا می کند به آن چه از تلاش فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ناشی می شود.»
25/9/1371
باید هر حرف و کلمه و هر اشاره ای در زندگی این بزرگوار [فاطمه (علیهاالسلام)] برای ما یک سرمشق باشد. به محبت دورادور و احساس محبت اکتفا نکنیم؛ این احساس را در زندگی پیاده نماییم. اگر محبت نباشد، این رابطه عملی به وجود نمی آید. در سایه آن محبت می شود این پیوند و پیوستگی عملی را به وجود آورد. اما بدون این پیوستگی و پیوند عملی، اصل آن محبت زیر سؤال خواهد رفت: «قل ان کنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببکم الله»؛ دنباله محبت باید اطاعت و متابعت باشد.»
17/10/1369
«پیامبر عظیم الشأن اسلام با این اعتقاد که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نمونه یک انسان کامل است، بر دست او بوسه می زد و این امر نباید یک مسأله عاطفی در نظر گرفته شود. نگرش اسلام به زن از باب تکامل معنوی و انسانی اوست و در بررسی های مربوط به فرهنگ مسائل اجتماعی و پرورش علمی زنان باید بر این اساس عمل شود.»
4/10/1370

اى خاص و عام از کرمت برده صبح و شام
پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو
اى جبرییل میر ملک پیک انبیاء
خدمتگذار بر در دولتسراى تو
اى عاشر الائمه على النقى که هست
چشم امید خلق به مهر و وفاى تو
اى پور پاک معنى جود وکرم جواد
حاتم هزار بار خجل از ثناى تو
اى مظهر جلال و جمال خداى فرد
شد طوطیاى چشم ملک خاک پاى تو
در هر دو کون خرم و شاد است و رستگار
در دل هر آنکه داشت فروغ ولاى تو
خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن
در دهر هر که زیست به تحت لواى تو
تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى
جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو
زد طعنه بر بهشت برین هر کسى که دید
آن گنبد منور و صحن وسراى تو
اى هادى هدایت دین مبین حق
اى آنکه مدح خوان تو باشد خداى تو
تقدیم به ساحت مقدس امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی(ع)
به مناسبت دهه بزرگداشت این امام همام
امام علی النقی (علیه السلام) به مدعی گفت اگر راست می گویی که فرزند پیامبری، وارد قفس شیرها شو زیرا خوردن گوشت تن فرزندان زهرا بر درندگان حرام است... مدعی نرفت اما خلیفه که می خواست پاره پاره شدن امام را توسط شیرهای درنده ببیند، به ورود ایشان اصرار کرد... هنگامی که حضرت هادی پذیرفت و وارد قفس شد، شیرها آرام گرفتند و به پابوسی اش آمدند.

مدّعیان معاصر
در سالهای اخیر، رواج پدیده اوهام و خرافه، رونق بازار عرفانهای مجازی و معنویّتهای فانتزی، گسترش طریقتهای منهای شریعت، رشد شبهعرفانهای ژلهای با رنگ و بوی شهوت، شهرت و ثروت و گرمی بازار مکّاره مدّعیان دروغین به ویژه متمهّدان و مدّعیان دروغین مهدویّت رشد فزاینده و نگران کنندهای یافته است.
باید اذعان نمود که این روند، مختص به ایران یا کشورهای اسلامی نیست بلکه گرایش به معنویّتهای مجازی در مغرب زمین نیز، رونق گرفته است؛ زیرا معنویّت، گمشده دنیای معاصر است. واقعیّتی به نام خلأ معنویّت، به رغم احساس شدید تشنگی انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، همدست قدرتهای سیاستپیشه را برای بهره برداری از این خلأ باز مینهد و هم تشبّث به هر حشیش یا سیراب شدن با هر سرابی را برای این انسان حیران توجیه میکند.
نسل تشنه معنویّت، عطش خود را با سرابهای عرفاننما فرو مینشاند. در بازار گرم مدّعیان، بنجلهای خرافه و عرفانهای بدلی، فرصت عرضه مییابند و این سیکل عرضه و تقاضا تا همواره وجود جهل و ظلم در جهان ادامه خواهد داشت. میلتون، یکی از محقّقان حوزه جامعه شناسی ادیان نو پدید مینویسد: بیش از دو هزار فرقه معنویّت گرا در آمریکا و بیش از دو هزار جریان معنویّتجو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.
زمینههای ادّعا
زمینههای مختلفی باعث ظهور و بروز جریانهای مدّعیان میشود که در اینجا به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
نجات باوری مهدوی
موضوع مهدویّت پتانسیل فوقالعادّه قویای دارد که در دورههای مختلف مورد سوء استفاده طمّاعانی قرار گرفته که آن را به نفع خود مصادره کردهاند. مشهورترین حالت این ماجرا را در جریان مهدی سودانی میتوان دید که با استفاده از این پتانسیل فوقالعادّه مدّتها مقابل استعمار انگلیس ایستاد و به اهداف خود نائل شد.
جهل و نادانی مردم
در طول تاریخ اسلام تنها کسانی با مدّعیان همراه شدهاند که دچار جهالت اختیاری یا اجباری بودهاند؛ کسانی که میتوانستهاند با مراجعه به ائمه(ع)، علما و مراجع، حتّی کتابهای حدیثی و منابع، راه را از چاه و سره را از ناسره تشخیص دهند؛ امّا با تنبلی و کوتاهی یا جبر زمانه و هجمه رسانهای (مانند شام دوره معاویه) به جهالت خود دامن زده است و مشکل خویش را پایان نبخشیده است.
نابهسامانیهای اجتماعی و اقتصادی
برای برونرفت از مشکلات و بحرانهای اجتماعی که تبدیل به معضل و مصیبت لاینحل میشود هرکس به فراخور آنچه به ذهنش میرسد و گمان میکند، میتواند چارهساز باشد راه حلّی ارائه میکند در این میان بسته به شرایط اجتماعی و با فراهم بودن دو شرط قبلی یکی از راههایی که مستمسّک افراد مختلف قرار میگیرد موضوع مهدویّت است که با انگیزههایی که از این پس خواهیم دید، طرح میشدهاند.
انگیزههای ادّعا
آنان که مرکب شیطان میشوند و اجازه میدهند شیطان با ابزار ادّعا بر آنها سوار شود انگیزهها و اهداف مختلفی دارند و نمیتوان همه را با یک چوب راند:
۱. ثروت طلبی
یکی از شایعترین انگیزههای ادّعا برای جذب افراد به سمت خود، انگیزههای مالی و مادّی است. لابهلای شکایات فریبخوردگان مشاهده میشود که مدّعیان به بهانه بخشش گناهان!، حلّ مشکلات، جلب رضایت امام زمان(ع)! و … از مخاطبان خود پول درخواست میکردهاند. برخی از مدّعیان هم برای پاک شدن مریدان خود دهها میلیون تومان از آنها میگرفتند و خرج سفرهای خارجی میکردهاند تا در سواحل «مدیترانه» اسباب رضایت امام زمان! را از مریدان خود فراهم آورند!
۲. شهرت طلبی
کم نیستند افرادی که از شهرت و مشهور شدن خوششان بیاید. انگشتنما شدن یکی از اسباب بسیار محبوب و مطلوب شیطان است و معمولاً برای افرادی کارا میافتد که در مقاطع مختلف زندگی اعم از کودکی و بزرگسالی دچار سرخوردگی، تحقیر و عقدههای شخصیتی هستند. در عصر ارتباطات و با تغییر فرهنگ اخلاقی اتّفاق افتاده در میان مردم ناشی از سلطه رسانهها، این فرهنگ و آسیب خیلی جدّیتر خود را نشان داده است. عدّهای با استفاده از ابزار فیلم و سریال و جمعی به بهانه مسابقات حرفهای ورزشی شهوت شهرت طلبی خود را ارضا میکنند؛ امّا عدّهای که نمیتوانند از این ابزارها برای این میل نفسانی خود استفاده کنند به راهکارهای دیگری دست مییازند که یکی از آن راهها ادّعاست: شهرت به کرامت، ارتباط با خدا و امام زمان(ع) و… همچنین اجابت دعا، شفای بیماران و… البتّه برخی از اینان در ارتباط با جنّیان ممکن است تا حدّی برخی از این قدرتها را هم به دست بیاورند که هرگز دلیل حقّانیت آنان نمیتواند به شمار آید.
۳. مقام دوستی
میل به پست و مقام و امضا که در ادبیات روایات از آن به حبّ جاه و مقام یاد میشود یکی از آفات و آسیبهای دیرینه حیات آدمی بر زمین خاکی است که در نتیجه آن خونهای بسیار بر زمین ریخته شده و روابط خویشاوندی و دوستانه زیادی بریده شده و اموال زیادی بر باد رفته است. بسیاری از جنگهای تاریخ، رقابت بر سر قدرت بوده است. وعدههای دروغ ایّام انتخابات در تمام دنیا و آنچه از آن امروزه با زیرآب زنی یاد میشود و در قدیمالایّام به سخنچینی و نمّامی شهرت داشت همه بر این مبناست که عدّهای به دنبال کسب مقام و قدرتند و حاضرند به هر قیمت آن را به دست آورند.
۴. بحران اخلاقی ـ جنسی
بخشی از این طیف سوء رفتارها به آنانی اختصاص مییابد که از اعتماد طرف مقابل خود سوء استفاده میکنند. این سوء استفاده از اعتماد در کلاسهای درس و جاهای مشابه آن اتّفاق میافتد.
۵. عقدههای شخصیّتی و کمبود محبّت (محبوبیّت طلبی)
یکی از عقدههای شخصیّتی کمبود محبّتی است که به واسطه بیمهری والدین، برادران و خواهران در دوران کودکی یا همسر در سنین بزرگسالی و پس از ازدواج برای افراد به وجود میآید. عدّهای از مدّعیان دوست دارند محبّت دیگران را از طرق مختلف شفاهی، دریافت هدیه و … تجربه کنند. از جمله راههای جلب محبّت دیگران ادّعاهاست. وقتی کسی خود را محبوب امام زمان(ع) و خدا نشان دهد به راحتی میتواند محبّت دیگران را به سمت خود جلب کند.
۶. مأموریت از شرق، غرب یا یهود
دشمنان مسلمان از ترفندهای مختلفی برای تضعیف سپاه حق استفاده میکنند. جریان مدّعیان، فواید قابل توجّهی در این راستا میتواند برای آنان به بار بیاورد. وهّابیت ترکیب اسلام سنّی با خشونت و ظاهرگرایی یهود است و بهائیّت نسخه یهودی شده باورهای شیعی است که در بستر شبه قارّه به شکل قادیانیّه به چشم میخورد. هرسه این جریانها با برنامهریزی غربیان شکل گرفته و کتابهای «تاریخ جامع بهائیّت» نوشته آقای بهرام افراسیابی و نیز «خاطرات مستر همفر در کشورهای اسلامی» به خوبی این مدّعا را ثابت میکند. البتّه این جریان محدود به سالهای ظهور این فرقهها نمیشود و این سیاست این روزها همچنان دنبال میشود و افرادی که هوس شهرت، ثروت، قدرت و شهوت باشند انجام این مأموریت را متقبّل شده و زمینه فریب دیگران را فراهم میآورند.
۷. مأموریت و ترس از ناحیه جنّیان
برخی از اشتباهات و معاصی دیوارهای موجود میان ما و عالم جن را برمی دارد و زمینه ورود، تأثیر و سلطه جنّیان را بر فرد فراهم میآورد. برای نمونه در مقدّمه ماجرای ادّعاهای علی محمّد باب ترس طلبه نجفی از جنّی ماجرا کاملاً مشهود است. همچنین در کتابهای مربوط به جنّ، داستانهایی را میتوان یافت که آنان افراد را تحت سلطه خود در آورده و از آنان درخواستهای عجیب و گاه پرمخاطره داشتهاند.
منشأ ادّعا
انسی(خود فرد و دیگر انسانها)
مبنای اصلی ادّعا هوای نفس و حبّ دنیاست؛ امّا گاه خود فرد فریب دنیا را خورده و اسیر آن میشود و گاه اطرافیان او را فریب داده و به وادی هلاکت و گمراهی میافکنند.
دیگر انسانها که زمینهساز ظهور مدّعیان میشوند گاه از آشنایان هستند و گاه افرادی که با یک یا چند واسطه از ناحیه دشمنان، خود را به او نزدیک کردهاند تا او را فریب داده و ابزار دست خود کنند.آمریکا، اسرائیل و نظام یهود و انگلیس از بارزترین دشمنان سیاسی و عقیدتی هستند که در راستای مقابله با فرهنگ تشیّع یا نظام جمهوری اسلامی افراد را اجیر خود میکنند.
جنّی
قرآن به صراحت و به نقل از جنّیان از موضوع یاری جستن برخی از انسانها از آنان پرده برمیدارد:
«وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً؛۱ و مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه میبردند و بر سرکشی آنها میافزودند.» برخی از مدّعیانی را که این روزها بازار نسبتاً داغی هم برای خود به راه انداختهاند به استناد محتوای ادّعاهایشان و نیز توانایی انجام برخی امور غیرعادی را میتوان متأثّر از رابطه با جنّیان دانست. بنابر ماجرایی که مرحوم آیت الله علی اکبر نهاوندی در کتاب شریف و ارزنده «العبقری الحسان» نقل کرده، داستان علی محمّد باب علاوه بر پشتوانه انگلیسی آن موکلّی جنّی هم پیگیر آن بوده است.
تأثیرات مدّعیان
۱. شبههپراکنی در جامعه (قلب و تحریف حقایق)
با توجّه به اینکه مدّعیان برای همراه کردن افراد با خود چارهای جز قلب و تحریف حقایق ندارند و این اتّفاق حالت دیگری از شبههسازی و شبههپراکنی به شمار میآید، سادهترین تأثیری که جریان مدّعیان در جامعه میتوانند داشته باشند شیوع و جریان شبهات در میان مردم است. بدیهی است اگر علما، آگاهان، افراد و نهادهای مسئول در این راستا به وظایف خود عمل نکنند به طور طبیعی زمینهساز داغ شدن بازار مکّاره مدّعیان خواهند شد و از همین روست که فرمودهاند:
«إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَی الْعَالِمِ أَنْ یُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ سُلِبَ مِنْهُ نُورُ الْإِیمَانِ؛۲ وقتی بدعتها ظاهر شد عالم باید علمش را ظاهر کند و الّا نور ایمان از او سلب میشود.»
انذار و تهدید به از دست دادن نور ایمان تهدیدی است جدّی که عجیب است چرا هنوز بسیاری آن را جدّی نگرفتهاند و میگویند همین قدر که به زندگی دنیا و آخرت خویش مشغول باشیم، بهتر است!
۲. تضعیف باور بینندگان و اطرافیان سست ایمان
واقعیّت این است که همه مردم از یک سطح ایمان برخوردار نیستند و عدّهای که ایمان سستی دارند با کوچکترین شبههای ممکن است دچار تزلزل، تردید یا حتّی مسیر و باور بدهند. مدّعیان، عدّهای را برای نیل به اهدافشان با خود همراه میسازند و جمعی دیگر که اقوام، دوستان، آشنایان و اطرافیان فریب خوردگان را با خزعبلات و اراجیف خود دچار شکّ و تردید میکنند. تنها راه نجات از آسیبهای اینان تقویت باورها و اعتقادات است.
۳. تقلیل و تضعیف جبهه حق
نتیجه طبیعی جذب عدّهای به سمت مدّعیان، اسیر شبهات شدن عدّهای دیگر، تلاش برای مقابله و خنثیسازی جریان مدّعیان، اقدامات و فعّالیتهای آنان و همراهانشان و کاهش کمّی و کیفی قوای جبهه حق است. هم تعداد نیروهای فعّال این جبهه کم میشود و هم نیروی باقیماندگان به جای آنکه صرف پرداختن به امور مهم شود، مصروف مقابله و خنثی سازی این جریانها میشود.
۴. زمینه ساز نفوذ، موفّقیت و سلطه دشمنان جنّی و انسی
همواره و در تمام عرصههای نبرد طول تاریخ خودیهای ضعیف و ناتوان و نفوذیهای همدل با دشمنان زمینهساز موفّقیت، پیروزی و حتّی سلطه دشمنان را بر جبهه مقابل فراهم ساختهاند. سلطه بهائیّان بر جان، مال و ناموس ایرانیان در سالهای پایانی حکومت پهلوی از جمله مصادیق تلخ این ماجراست که نیازی به توضیح ندارد. آموزش نیروهای ساواک برای اقرار گرفتن از نیروهای انقلابی در اسرائیل و از انواع راههای جانی، روانی و جنسی یکی از سادهترین مصائبی بود که شیعیان امام زمان(ع) در شیعه خانه اهل بیت(ع) در آن ایّام تجربه کرد.
علل پذیرفته شدن مدّعیان
جهل، بیاطّلاعی، بیسوادی و خرافه گرایی
اوّلین و مهمترین علّت همراهی افراد با مدّعیان جهل و بیاطّلاعی آنان است. جهل، زمینهساز تمام انحرافات و فسادهاست و همین افراد جاهل و گاه خرافه پسند هستند که با خرافه گرایی خود همیشه بازار رمّالها، فالگیرها، کفبینها و…. را داغ نگاه میدارند.
همسویی ادّعاها با هواهای نفسانی مریدان
پذیرش تمام احکام و قوانین دینی همسو با امیال و هواهای نفسانی نیست و در عرصههای مختلف شخص متدّین لازم است بخشی از خواستههای نفس را چشمپوشی کرده و در مسیر کمال قدم بگذارد. اینکه یک مدّعی قائل به آزادی جنسی و نوشیدن مسکرات باشد یا خمس و زکات را از جانب خود میبخشد یا حکم وجوب نماز و روزه را برمیدارد و از این دست تغییر در احکام الهی همسو با امیال و هواهای عدّهایست نه برای پیروی از مدّعیان که برای یافتن راهی برای موجّه نشان دادن هواهای نفسانی به آنان میگروند.
بحرانهای شخصی
آزمون، ابتلا و امتحان الهی برای همه انسانها رخ میدهد و این طور نیست که به صرف ایمان آوردن به خدا انسانها از عرصه امتحانات و ابتلائات رها شوند حتّی بنا بر برخی از آیات هر کدام از ما بنا بر مشیّت الهی برای رشد، ارتقا و حرکت در مسیر کمال و ارتقا سالی یکی دوبار دچار فتنه میشویم. در این فتنهها و ابتلائات راههای مختلفی مانند دعا، صبر و… توصیه شده که الزاماً همه آنها را دنبال نمیکنند و به جستوجوی راههای میانبر و متفاوت میگردند. بازار مدّعیان را این دسته افراد خیلی خوب داغ میکنند.
ضعف محتوایی، شخصیتی و … در تبلیغ مطالب دینی
ضمن روایتی امام هشتم(ع) فرمودند: «اگر مردم زیباییهای کلام ما را میفمیدند، قطعاً از ما تبعیّت میکردند.» متأسّفانه باید اعتراف کنیم تبلیغات دینی ما در تبیین جایگاه و فرهنگ تشیّع و اسلام اصیل و انقلابی چه از حیث محتوا چه از حیث مجریان حقیقی و حقوقی ماجرا آنگونه که باید به انجام وظایف خود نپرداختهایم.
نحوه همراهی مدّعیان
افرادی که مخاطب مدّعیان قرار میگیرند سطح پذیرش متفاوتی نسبت به موضوع و ادّعاها دارند و همه در یک سطح نیستند و باید در تحلیلهای خود این تفاوت سطوح را حتماً باید در نظر داشت و همه را به یک چوب نراند. در اینجا نگاهی به مراتب مختلف این پذیرش و همراهیها خواهیم داشت:
۱. شرکت در جلسات و پیگیری آثار
اوّلین همراهی را میتوان شرکت مرتّب و مداوم در جلسات و پیگیری آثار اعم از سخنرانی، کتاب و … است که شایعترین حالت است و الزاماً مرید در این مرحله متوجّه نقاط شروع انحراف و آغاز زاویهها نمیشود و به او به عنوان صاحب نظری اندیشمند و ارزشمند نگاه میکند.
۲. قبول ادّعاها و توّهمات
مرحله بعد در پی آشنایی و اطّلاع شخص از ادّعاهای مدّعی است. اگر وی فرد فهیمی باشد یا با افراد فهیم ارتباط برقرار کرده باشد، میتواند به انحراف مدّعی پی ببرد والّا در گمراهی خود همچنان دست و پا زده و ادّعاهای مدّعی را پذیرفته و آن را به طور محدود یا نامحدود برای دیگران نقل میکند.
۳. شرکت در مراسم آیینی بدعتآمیز
مدّعیان بسته به میزان انحرافاتشان جلساتی آیینی برگزار میکنند. نماز جماعت، زیارت، دعا و توسّل دسته جمعی، نماز جماعت همراه با طواف!، طواف دور کعبههای نوساخته (مانند حیفا و هشتگرد)، جلسات مدیتیشن و … از جمله مواردی است که در مجموعههای مدّعیان یافت میشود. شخص پس از قبول ادّعاهای کرامات و ارتباطات و نیابتها برای قرب به مدّعی و دستیابی به آثار این نزدیکی از دستورات او اطاعت کرده و در جلسات آیینی یاد شده حاضر میشود. این رفتار سرآغاز پذیرش مطلق و تعبّد اندیشهای مرید به مدّعی است و میتواند تا جایی ادامه پیدا کند که او را شاخص تمام اندیشهها و رفتارهای خویش نموده و همه چیز و همه کس را در مقایسه با او بسنجد و هر مخالف او را به چوب نفی و اتّهام براند.
۴. توسّل به مدّعی
مرحله بعد از مراتب پیش گفته این است که شخص برای به دست آوردن مقامات و کرامات یا حلّ مشکلات خود دست به دامان مدّعی شده تا آنچه را میطلبد برای او فراهم آورد. نکته مهم در این مرتبه آن است که در موارد محدود و معدودی در ارتباط با جنّیان میتواند بخشی از این خواستهها را فراهم کند؛ امّا در اکثر موارد افراد با تلقین به خود گمان میکنند آن آثار و خواستهها به دست آمده یا خود را به نفهمی زده و در عین حال که چیزی نمیبینند به دیگران چنین مینمایانند که گویا چیزی بوده و او دیده است؛ همانند داستان «لباس جدید پادشاه»که در ادبیات داستانی اروپا از حمله داستانهای مشهور به شمار میآید.
۵. ارتکاب معاصی
مدّعی که به جلب اعتماد مریدان خود ضمن مراحل قبل اطمینان حاصل کرده، آرام آرام آنان را به کنار گذاشتن یا تخلّف از دستورات شرعی به طور جزیی یا کلّی تشویق و توصیه میکند.
۶. خود فروشی
اعتماد مریدان از حدّی که گذشت آرام آرام همه یا بخشی از آنچه را در اختیار دارند به مدّعی که مرادشان شده تقدیم میکنند. حداقل این خود فروشی تقدیم اموال منقول و غیرمنقول مانند ملک و زمین است و حداکثر آن برقراری رابطه جنسی با مدّعی است چه از طریق شرعی (ازدواج دائم یا موقّت و صیغه)، چه از راههای نامشروع (زنا، زنای محصنه، لواط و همجنسگرایی).
۷. بیناموسی و بیغیرتی
مرحله بعد از خودفروشی عرضه همسر و فرزندان و ناموس خود در اختیار منویّات و هواهای مدّعی است. با تأسّف در پروندههای مدّعیان برخی موارد را میتوان مشاهده کرد که یا حتّی بدون طلاق، افراد همسر و حتّی فرزندان خود را برای روابط جنسی فردی و گاه اشتراکی! در اختیار مدّعی یا دیگر پیروان او قرار میدهند. توجیهات مفصّل و مستند به آیین باستانی مصری این دست اعتقادات را در کتاب «راز داوینچی» نوشته دن براون را که به بهانه موجه نشان دادن این رفتارها از ناحیه ماسونها نگاشته شده، میتوانید مطالعه کنید.
۸. عبادت دینی: سجده
بالاترین مرحله تعبّد اندیشهای فرد در حالتی خود را نشان میدهد که شخص نه تنها آراء و اندیشههای مدّعی را پذیرفته که او را نایب امام زمان(ع)، خود امام عصر(ع)، امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و پیامبر اکرم(ص) و گاه در نهایت ناباوری خود خدا!! میشمارد. علاوه بر علی محمّد باب، قادیانیّه و برخی فرقههای صوفیه که افراد برای اظهار ارادت به قطب و شخص اوّل فرقه باید پای او را ببوسند و بسیاری دیگر در این ایّام میتوان اخباری را به خاطر آورد که یک مدّعی خدایی در خوزستان و یکی دیگر در قم عدّهای را به دور خود جمع کردهاند و پیروان بر او سجده میکنند!! آن هم پیروانی که دارای تحصیلات دانشگاهی حتّی در سطوح بالا بودهاند.
محمود مطهرینیا
پینوشتها:
۱. سوره جن(۷۲)، آیه ۶.
۲. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۵۲.
فقر عمومی الان اجتماع را فرا گرفته است. این فقر عمومی از کجا پیدا شده؟ آیا از خرج کردن است؟ نه! از برج به وجود آمده است. از زندگی مصرفی و زندگی چشم و هم چشمی پدید آمده است. ساده زیستی الان در میان ما نیست. در حالی که به شما بگویم زندگی ساده زیستی توأم با نشاط است، توأم با محبّت است، توأم با یک زندگی منهای غم و غصه ،اضطراب خاطر و نگرانی است. شما فکر نکنید زندگی ساده یعنی تحمّل فقر و بیچارگی،بلکه ساده زیستی یعنی یک زندگی تؤام با مهر و محبت و شور و نشاط، یعنی یک زندگی پر از نعمت. ما باید حضرت زهرا سلام الله علیها را دوست داشته باشیم، از نظر دل تا سرحد عشق و از نظر زبان و شعار نیز محبت خود را ابراز کنیم. اما عمده از نظر عمل است که قرآن کریم می فرماید:«ولکم فی رسول الله اسوة حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر »
یکی از صفات اولیای الهی، ساده زیستی آنان است. در اثر همین ساده زیستی است که از گذشته غم ندارند و از آینده نگران نیستند. « الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون »
زندگی تجملی و مصرفی بسیاری از انسان ها را کشته و روح معنویت را از آنان جدا کرده است و بالاخره یک دنیای پر از هم و غم برای جامعه باقی گذاشته است. اگر کسی خواهان نشاط و شادی است، اگر کسی زندگی منهای غم و غصه، دلهره و اضطراب خاطر می خواهد، هیچ چاره ای ندارد به غیر از اینکه باید زندگی ساده زیستی را برای خود برگزیند. و الا احدی نمی تواند مسئله را حل کند. حل مسئله به دست حضرت زهرا سلام الله علیها است. زهرای مرضیه می گوید من سرمشق تو در زندگی هستم. وقتی الگوی تو شدم، مشکلات تو حل می شود و یک زندگی منهای غم و غصه و گناه برای تو مهیّا می گردد. قرآن در آیات فراوانی می فرماید: این زندگی های چشم و هم چشمی منجر به گناهان بزرگ بزرگ می شود. به عنوان مثال در سوره واقعه می فرماید: «انهم کانوا قبل ذلک مترفین و کانوا یصرون علی الحنث العظیم»
یعنی اینها زیر دود جهنم، زیر حُرم جهنم با این زجرشان دست و پنجه نرم می کنند. چرا؟ چون زندگی تجملی داشتند. زندگی مصرفی داشتند. ساده زیست نبودند. لذا در اثر آن زندگی تجملی، گناه روی گناه برای آنها پیدا شد. «یصرون علی الحنث العظیم». نود درصد از گناهان زیر سر همین زندگی تجملی و زندگی چشم و هم چشمی و این ریخت و پاش ها است. صدای عقل و وجدان اخلاقی انسان ها فریاد می زند که ساده زیستی فوائد فراوانی دارد و زندگی تجملی غلط است.
بنابر این من از شما دو تقاضا دارم به هر اندازه که می شود یکی عفاف و حجاب که مربوط به زنها است را رعایت کنید. یکی هم زندگی ساده داشته باشید. اگر عفت و حجاب و ساده زیستی در زندگی باشد، این زندگی مقدّس است و الا زندگی نا مقدّس می شود و آلوده به گناه می گردد.
متن فوق قسمتی از سفارشات امام عصر (عج) به حضرت آیت الله مرعشی نجفی در یکی از تشرفات ایشان خدمت امام زمان (عج) میباشد.
۱ - تاکيد فرمودند بر تلاوت و قرائت اين سوره ها بعد از نمازهاي واجب: بعد از نماز صبح سوره يس، بعد از نماز ظهر سوره عم، بعد از نماز عصر سوره نوح (البته بعضي نقلهاي ديگر دارد که سوره عصر)، بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملک.
۲- تاکيد فرمودند بر خواندن دو رکعت نماز بين مغرب و عشاء که در رکعت اول بعد از حمد، هر سوره اي خواستي بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره واقعه را بخوان، و فرمود: کفايت مي کند اين نماز از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب چنان که گفته شد.
۳ - سفارش فرمودند که: بعد از نمازهاي پنجگانه، اين دعا را بخوان: اللهم سرحني عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشيطان برحمتک يا ارحم الراحمين.
۴ - سفارش فرمودند بر خواندن اين دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهاي يوميه، خصوصا در رکعت آخر: اللهم صل علي محمد و آل محمد و ترحم علي عجزنا و اغثنا بحقهم.
۵ - تاکيد فرمودند به خواندن قرآن و هديه کردن ثوابش به ارواح شيعياني که وارثي ندارند يا وارثي دارند و يادي از آنها نمي کنند.
۶ - تاکيد فرمودند بر زيارت سيدالشهداء عليه السلام.
اللهم عجل لولیک الفرج


